جمعه , 30 مرداد 1405
خانه » درمان کودک » آموزش والدین وفرزندپروری » همدلی بزرگسالان با کودکان بیش فعال

همدلی بزرگسالان با کودکان بیش فعال

 

اصول زیر به والدین و مربیان کمک می‌کند تا به جای مقابله با چالش‌های رفتاری این کودکان، آن‌ها را ریشه‌ای مدیریت کنند.

۱. درک کردن (Understanding): درک واقعیت نورولوژیک

اولین قدم در همدلی، پذیرش این واقعیت است که ADHD یک نقص اخلاقی یا ناشی از تنبلی و بی‌ادبی کودک نیست، بلکه یک تفاوت ساختاری و نورولوژیک در مغز است. مغز کودکان مبتلا به ADHD در بخش‌هایی که مسئول عملکرد‌های اجرایی (مانند برنامه‌ریزی، کنترل تکانه و تمرکز) است، به شکل متفاوتی عمل می‌کند. وقتی بزرگسالان درک کنند و زاویه دید خود را از کودک «نمی‌خواهد» که این‌طور رفتار کند، به «نمی‌تواند» به راحتیِ بقیه تمرکز کند، تغییر دهند ، از عصبانیت به سمت حمایت حرکت می کنند.

۲. تفسیر کردن (Interpreting): تفسیر رفتار به عنوان یک ابزار ارتباطی
رفتارهای چالش‌برانگیز در کودکان مبتلا به ADHD (مانند بی‌قراری، پریدن وسط حرف دیگران یا لجبازی) را نباید به عنوان غرض‌ورزی شخصی یا تلاش برای آزار دادن بزرگسالان دید. این رفتارها در واقع یک زبان و ابزار ارتباطی هستند؛ نشانه‌ای از اینکه سیستم عصبی کودک تحت فشار است، اشباع شده یا نیاز به تخلیه انرژی دارد. وقتی به جای مقابله با خودِ رفتار، بپرسیم «این رفتار دارد چه نیازی یا چه مشکلی را بیان می‌کند؟»، می‌توانیم ریشه مشکل را حل کنیم.

۳. اعتباربخشی (Validating): اعتباربخشی به تجربه عاطفی کودک
کودکان مبتلا به ADHD احساسات بسیار شدیدی را تجربه می‌کنند و به دلیل ضعف در خودتنظیمی، در برابر ناکامی‌ها، خشم یا ناامیدی زودتر فرو می‌ریزند. همدلی یعنی اینکه به کودک نگوییم «اینکه گریه نداره» یا «بزرگش نکن»، بلکه به احساس او رسمیت ببخشیم؛ مثلاً بگوییم: «می‌فهمم چقدر برات سخته که صبر کنی تا نوبتت برسه و این کلافت می‌کنه». وقتی کودک حس کند احساساتش فهمیده و تایید شده است، سریع‌تر به آرامش می‌رسد.

۴. حفظ کردن (Holding): حفظ مرزها و قوانین بدون ایجاد شرم
همدلی به معنای بی‌قانون کردن خانه یا مدرسه نیست؛ کودکان مبتلا به ADHD اتفاقاً به ساختار و مرزهای مشخص نیاز دارند تا احساس امنیت کنند. نکته کلیدی این است که این مرزها را محکم اما بدون تحقیر، سرزنش یا ایجاد حس شرمندگی در کودک حفظ کنیم. به جای گفتن «تو هیچ‌وقت یاد نمی‌گیری چاقو رو سر جاش بذاری»، با آرامش و قاطعیت مرز را یادآوری کنیم: «قانون ما اینه که وسایل تیز جاشون اینجاست، بیا با هم بذاریمش سر جاش».

۵. تمرین کردن (Practicing): تمرین هم‌تنظیمی (Co-Regulation)
از آنجا که سیستم عصبی کودکان مبتلا به ADHD در تنظیم خودکار هیجانات ضعیف‌تر عمل می‌کند، آن‌ها نمی‌توانند در اوج عصبانیت یا اضطراب به تنهایی آرام شوند. در این لحظات، بزرگسال باید به عنوان یک سیستم عصبی کمکی عمل کند. با حفظ آرامش خود، لحن صدای ملایم و حضور فیزیکی امن، به کودک کمک می‌کنید تا از حالت آشفتگی خارج شود. این تمرین مداومِ هم‌تنظیمی، کم‌کم به کودک یاد می‌دهد که در آینده چطور خودش را آرام کند.

۶. ماندن (Staying): کنجکاو ماندن به جای قضاوت و انتقاد
وقتی کارها طبق برنامه پیش نمی‌رود، به جای اینکه وارد فاز انتقاد و سرزنش شوید («چرا باز تکلیفت رو جا گذاشتی؟»)، در وضعیت کنجکاوی بمانید. یک بزرگسال همدل مثل یک کارآگاه مهربان رفتار می‌کند: «ببینم، چی شد که امروز یادت رفت دفترت رو برداری؟ بیا با هم بررسی کنیم چطور می‌تونیم برای فردا جابه‌جاییش رو راحت‌تر کنیم». این رویکرد کنجکاوانه، گارد دفاعی کودک را می‌شکند و او را به جای پنهان‌کاری، به حل مسئله با کمک شما تشویق می‌کند.

۷. باور داشتن (Believing): باور به نقاط قوت آن‌ها
کودکان مبتلا به ADHD در طول روز بازخوردهای منفی و انتقادهای زیادی را از محیط اطراف دریافت می‌کنند که می‌تواند عزت‌نفس آن‌ها را تخریب کند. وظیفه بزرگسالِ همدل این است که فراتر از چالش‌ها را ببیند و به پتانسیل‌ها، خلاقیت بالا، انرژی فوق‌العاده و نگاه متفاوت آن‌ها به دنیا باور داشته باشد. تمرکز روی نقاط قوت کودک و یادآوری مداوم آن‌ها به او، سوختِ روانیِ لازم برای مقابله با چالش‌های روزمره‌اش را تامین می‌کند.

حتما ببینید

پنج C مهم در کار با کودکان بیش فعال

  تصویر  بالا به مدل معروف **”5C” در مواجهه و مدیریت ADHD (اختلال نقص توجه …